غم کوچه های برفی
به خودم میگویم، شاید از دوری تو دور بشم
شاید اینبار که یاد تو رو کردم
باسه شستن نگاهت از روی قلبم
باسه از یاد تورو بردن
دیگه مجبور بشم
ولی اینها همه حرفه
تو دلم میمونی
تا دلم پیر بشه
مثل هر روز، قلبم از دوری تو، باز دلگیر بشه
به خودم میگویم، کاش اینجوری نبود
کاش تندیس نگاه تلخت، توی کوچه های زمستونی خاطراتمون
زیر بار برف سنگین پریروز، توی تنهایی من شکسته بود
به خودم میگویم
کاشکی فردا جای خالی صدات، توی فکرم دیگه تردید نبود
کاشکی اینجا توی خاطرات من خبر از اون همه بیرحمی و سردیت نبود
هه! ولی اینها همه حرفه
همه حرفه
تو که نیستی توی آسمون بیرنگ دل من پره برفه
...پر سرما
پر درده
دیگه نیستی و تموم دل من یخ بسته
دیگه حوصله ام، از تماشای عبور این همه آدم برفی،
... سر رفته
به خودم میگویم، کاشکی اینجوری نبود
کاشکی ساده، راز کوچیک منو، جای قهوم، از نگام میخوندی
کاشکی اینجا، پیش من میموندی
تا دلم پیر نشه
تا که آسمون آبی دلم
باز بارونی و دلگیر نشه
ولی اینها همه حرفه!
دیگه رفتی
دیگه رفتی و من اینجام و تماشای غم کوچه های برفی... تا ابد
... تا همیشه
:(
-------------------------------------------------------------------------------
میم، زمستان 1389
-------------------------------------------------------------------------------
ولنتاین بهتون خوش بگذره
یکم با هم مهربونتر باشین
دل کسی رو هم نشکونین
با بهترین آرزوها برای شما
فردا میبینمتون تو خیابونها!
