تبليغاتX
سه نقطه

. . . art group blog!

 

 

 

تولدم را به تمام مردم جهان بویژه مسلمانان دور کرّه زمین و پیشگاه خالق هستی (نیستی؟ نبودیا! کجایی کلک!) و مقام معظم میتیکومون تبریک میگوییم، :|

چونکه هیشکی نمیدونه من دقیقا کی بدنیا اومده بودم یا شاید یادش نباشه یا یادش بره یا اینکه شاید ما هنوز به دنیا نیامدیم و توهم زدیم کلا از اولش خود ما برای خودمان یک عدد کیک تیتاپ که از قبلن مونده بودش را خریدیم قبلا و امروز خوردیم که میشود کیک تولدمان، البته شمع هم داشت که بچه های کوچه لطف می کردند و روشن میکردن و میکوبیدن به دیوار و صدا میداد :|

کادو هم به خود ما این را میدهیم که امروز را جشن ملی (و بلکه جهانی) اعلام میکنیم و بنابر اینکه گفتیم بر تمام مسلمانان جهان در هر نقطه از آنجا که باشند یا بخواهند باشند یا اینکه نباشن کلا واجب میشود که بعد از دو رکعت نماز آیات که نثار ارواح طیبه ما میکنند (البته میتوانند نکنند ولی مستحب مبتنی بر واجب آن است که بکنند ولی با احتیاط) به شادمانی و حرکات موزون بپردازند، بقیه هم که کلن میپردازند و کماکان بپردازند تا بعد ببینیم چه میشود و چه تقدیر میکنیم برای کاینات عالم، نقطه.

ضمنا همانطور که احتمالا خودتان متوجه شده بودید امروز را تعطیل کردیم تا ملت مسلمان به افتخار ما حال کنند، خواهش میکنم، نقطه.

D:


پینوشت: این پست را هم از بستیکه جشن تولدما باحال و پررنگ است از سر بیکاری زدیم تا دوباره هم ملت حال کنند، همممم! حالا همه باهم تولد تولد تولدم مبارک، نقطه، اون تهیا، یالا بگو آخ آخ آخ بگو، دستا بالا، زنجیر زنا بیان این جلو حلقه بزنن، آقا از سمت راست حرکت کنین، چراغارم خاموش کنین، نقطه.

 




+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 2:17 قبل از ظهر  توسط ميم  | 



 

 

Post 98 - بخش: "اخبار CG و هنر (events+)"

برنامه زمانبندي يك عدد جشنواره انيميشن تهران!

...


برنامه زمانبندي جشنواره انيميشن تهران درحاليكه جشنواره چهار روز ديگه به اتمام ميرسه در نوع خودش جالبه!!

و برگزاري يك جشنواره بدون برنامه زمانبندي يعني {بوووووق}! (البته منظور بوق نبودها، درواقع قسمت مورد نظر سانسور شد! ملتفتي كه! البته حرف بدي نزدم! نميدونم چرا سانسور شد! فقط گفتم {بووووق}! O_o )

البته اين علامت معروف "كارگران در حال كارند!" در چند صفحه ديگر وبگاه جشنواره نيز به چشم ميخورد (از جمله مسابقه بين‌الملل!) ولي حتي تصور ديدنش در صفحه مربوط به زمانبندي، مو به تن آدم سيخ ميكند، قدرت خداست! ضمنا نكته جالب در اين مورد اينه كه تمام موارد مورد نظر به يك صفحه لينك شدن (و نه به صفحات جداگانه با محتواي يكسان كه همون علامت مضحك باشد!) و اين ميتونه نشون‌دهنده اين باشه كه اصولا از ابتدا قرار نبوده چنين صفحاتي بكار بيفتن و همونطور كه در تصوير نيز مشاهده ميكنيد هيچ كارگر مشغول كاري ديده نميشود!

با تمام اين احوال، وجود اون دكمه پيش‌رفته و مخصوص و ويژه و باحال و قربونش برم الهيه "پخش زنده جشنواره" بسيار خنده‌دار بنظر ميرسه!

البته پشت اين دكمه هم كارگران زحمت‌كش مشغول هستند!

كلا زكي!

بهر حال آغاز بكار "ششمين" جشنواره انيميشن ايران رو به امت شهيدپرور و مردم غيور و غيره ايران اسلامي تبريك ميگيم، شايد يك سري بزنيم اونجا ببينيم چه خبره! اگه كس ديگه‌اي هم مياد هماهنگ كنيد ببينيم هم ديگرو! ;)

فيلا!


پ‌ن:

راه انداختن آقا! همين امروز كه رفتم جشنواره از همونجا چك كرديم ديديم راه انداختن بخش زمانبنديشونو، بازم خوبه بالاخره، واقعا جشنواره انيميشن بدون برنامه زمان‌بنديه پخش مثل شلواره بدونه كشه! (البته نع! شلواره بدون كمربند! بله!)

پ ن 2:

آقا پینوشت یکو بیخیال شین! برنامه زمانبندی سایت فقط همون دیروز اونم نصفه نیمه کار کرد دیگه هم آپدیت نشد! بعلاوه امروز (12.12.78) جو امنیتی عجیبی در جشنواره حکم فرما بود! گله به گله یک سری آدمهای خاکستری که دستهاشون توی آورکتشون بود همه جا بودن و بعضی مواقع دیده میشد که با آفتابه (هیچ شوخی در کار نیست! دقیقا با آفتابه!) از تجمعات بچه ها میخواستن که متفرق شن!! حالا چراشو نفهمیدیم! (راستکی نفهمیدما!) تازه برای عبور از یک راهروی پنجاه متری باید 4بار کارت نشون میدادی! یعنی بطور متوسط هر 12متری یک بار (به نیت 12 معصوم!!؟!) و این با وجودی بود که کل هم اجمعین (برخلاف دیروز که خیلی شلوغ بود) 70نفر هم نیومده بودن هرچند دیگه وقتی همه داشتن میرفتن یکسریها اومدن تا با بقیه برگردن! و یک کم باز شلوغ شد! ولی خیلی سوت و کور بود امروز؛

امروز فرصت شد یک چند ساعت کار هم دیدم در بخش بین الملل، هوووممم! باید بگم بیشتر بیشتر کارها واقعا مزخرف بود! نمیدونم چرا سطح کیفیه کارهای ورودی امسال انقدره انقدر پایینه، مسلما یا کاری نفرستادن و یا اینکه فرستادن و کارهاشون رد شده!!! که البته این یکی بعیده (ولی خوب غیر ممکن نیست در سرزمین ما!) در مجموع از دیدن "بیشتر" کارهایی که دیدم پشیمون شدم و درست وقتی که دیگه داشتم تصمیم میگرفتم از سالن برم بیرون صحنه آغازین آشنای فیلم "داستان عشق در توالت" رو دیدم! من این فیلم رو بطور کامل ندیده بودم و این واقعا خوشحالم کرد که شد رو پرده ببینمش! واقعا فوق العاده بود و به تمام اون وقت تلف کنی می ارزید بعد از دیدن کار از سالن اومدم بیرون یک چایی گرفتم شیرینش کردم و هورتی خوردمش ولی البته داغ بود و کم کم خوردمش!

آها فیلمی که چند سال پیش (هممم! شاید 5-6 سال!) باز هم تو کانون (شاید تو جشنواره قبل، نه قبلیش!) از حمید بهرامی دیده بودم و اصلا نفهمیدم سر و تهش چی بود و کاملا متعجب شدم که چنین کاری به جشنواره راه پیدا کرده و متعجبتر که آقای بهرامی چنین "چیزی" رو به جشنواره فرستاده امسال هم دیدم ولی بشکل "تمام شده"ش رو!!! کار اینبار بسیار زیبا بود و جزء معدود کارهای با ارزشی که میشد دید ولی چیزی که برای من جالبه حمایت بیدریغ چنین جشنواره هایی از "برخی" هنرمندان هست بشکلی که حتی کارهای نیمه کاره در طول سالهای مختلف به جشنواره راه پیدا کنه ولی کارهای فوقالعاده کیفی به بهانه کیفیت پایین رد بشن!!! ولی خوب یک ایرانیه "خوب" یک ایرانیه که به این چیزها عادت داره!

خبرها و اتفاقات دیگه ای هم افتاد و حداقلکندش باسه من یکی که پربار بود این جشنواره! بهدنا میگم!

آها راستی این "ویژه" معجزه پیش از آغاز یک چیز مسخره مزحکی بود که نگو! اصلا حرفشم نمیزنم! ولش کن! فقط اینها باسه خودشون در عوالمی هستندها!

وضعیت سالن "آسمان" هم که در نوع خودش تماشایی بود! یک چیزی تو مایه های بلیطفروشی بازیهای دسته چندم لیگ!

من هنوز سر حرفم هستم آقاجان! زکی!

 




+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 1:31 بعد از ظهر  توسط ميم  | 



 

 

 

 

 

tracker